|
★ ظهــــــور مهـــــــــر ★ .......... او خـــــواهـــــد آمـــــــــــد ..........
| ||
|
مهدى انكارى، انتظارستيزى اشاره: اعتقاد به مهدويت و انتظار منجى مصلح، تحرك بخش و مقاومت آفرين است; زيرا فرد منتظر از احساس حضور امام، اميد و نشاط مىگيرد و براى برپايى حق، مبارزه و مجاهدت مىكند . از اين رو، ستيز با اين تفكر، براى دشمن، امرى حياتى و استراتژيك است. اين نوشتار، عهده دار تبيين شيوههاى دشمن در ستيز با ايدهى مهدويت و انتظار، از (انكار) و (تحريف) و (تخريب) و (جايگزينى) است . نويسنده، براى نمونه، فيلم (پيشگويىهاى نوسترا داموس) را با تامل و تعمق در اشعار او و تفسيرهاى آن، مورد تحليل جدى قرار داده است . تبيين آثار و پيامدهاى مهدى باورى و انتظار، انسان را متقاعد مىكند كه مبارزه و ستيز با اين تفكر، براى دشمن، استراتژيك و ضرورى است و ذكر نمونههاى عينى، به وضوح مىرساند كه دشمن، به ضرورت مطلب، پى برده، لذا از هيچ كارى دريغ نمىورزد . ما، در اين نوشته به دنبال ارائهى تمام شيوهها و روشهاى دشمن در قبال مسئلهى انتظار و مهدى باورى نيستيم . چنين امرى، نه در سطح علم و تحقيقات ما است و نه با توجه به اختاپوس اطلاعاتى دشمنان، به راحتى، پى بردنى است . هدف ما، اعلام جدى بودن مبارزه دشمنان با مقولهى مهدويت است تا درپرتو آن، به شيوهها و روشها دقيقتر بينديشيم و بدون سهل انگارى در آن، تامل بيشترى كنيم، (تا در نقطهى مقابل تلاش دشمن، در جهت اعتماد و عمل و تبليغ و تبيين حقيقت مهدويت، حركت كنيم).(1) آثار انتظار و اميد گفتنى است، جداى از آثار مهدى باورى، صرف انتظار و اميد، خود، داراى نتايجى بس مثمر ثمر است . نهرو گويد: در دنيايى كه پر از كشمكش و نفرت و خشونت است، اعتقاد بستن به سرنوشت انسانى، ضرورىتر از هر زمان ديگر است ... هرگاه، آيندهاى كه ما براى آن كار مىكنيم، سرشار از اميد براى بشريتباشد، نا به سامانىهاى دنيوى كنونى، چندان اهميتى ندارد و كار كردن براى آن آينده، داراى حقانيت است .(2) گوستاولوبون گويد: بزرگترين خدمتگزاران عالم بشريت، همان اشخاصى هستند كه توانستند بشر را اميدوار نگه دارند ...(3) آرى، اگر اميد به آينده و انتظار، از جامعهى بشرى رختبربندد، زندگى، ديگر مفهومى نخواهد داشت . حركت و انتظار، در كنار هم بوده و از هم جدا نمىشوند . انتظار، علتحركت و تحرك بخش است .(4) ياس و بدبينى، نظام زندگى را از هم مىپاشد و آثار زهر آگينى براى بشر به بار مىآورد . در مقابل، اميد، نه تنها ميل شخصى را براى انجام كار، بلكه توانايى او را نيز در انجام كار زياد مىكند . با ياس و نااميدى، نوع دوستى و فلسفهى خدمتبه خلق، از ميان مىرود و جاى خود را به خودپرستى مىدهد; زيرا، هنگامى كه ا ميد به زندگى بهترى نباشد، خدمت، به نوع و از خودگذشتگى، چه سودى دارد؟ از ديگر آثار بد ياس از آينده، تن دادن به وضع موجود است; چون، همهى تلاش، براى فرداى بهتر است . در اين جوامع (جامعههاى مايوس)، هر چه هست، گرايش به فساد و رذيلت است; زيرا، هنگامى كه فرد، از پديد آوردن راستى و درستى، سرخورده و نوميد گشت، خواستهها و نيازهايش، از سوى ديگر، سربرمى آورد و آن نيازها، در جاى ديگر، مانند فساد و مواد مخدر و ... اشباع مىشود . آرى، لااباليگرى، پازدن به همهى اصول زندگى، از نتايج نوميدى است . از سوى ديگر، ياس، خود، شكست است . كمتر كسى از خود شكست، شكستخورده است، بلكه غالبا قبول شكست است كه منجر به شكست مىگردد . هنگامى شكستخوردهايم كه باور كنيم شكستخوردهايم; زيرا، شكست، از درون شروع مىشود و از طرز تفكر و ارادهى شخص . به همين دليل، اسلام، با ياس و نااميدى مبارزه كرده و آن را در حكم كفر قرار داده است .(5) (انتظار، ضد ياس و نااميدى است . آن كه اميد دارد، حيات را خوش دارد و نقايص زندگى را برطرف كرده و به سوى آينده قدم بر مىدارد و روز خود را از روز دگر بهتر مىسازد . در انتظار، اميد به آيندهى محقق الوقوع موجود است . چنين اميدى، همهى رنجها و مشقتها را آسان مىسازد و انسان، خودش به خودش، مژده مىدهد . خردمندان بشر، براى رسيدن به آيندهى احتمالى، كوششها مىكنند و رنجها مىبرند و اين رنجها را در كام خود شيرين مىدانند . حال، اگر آينده، محقق الوقوع باشد، انتظارش، روح ا فزا و دلپذير خواهد بود)(6) ثمرات مهدى باورى حال، با اين توضيحات، به آثار و پيامدهاى انتظار منجى مصلح و مهدى باورى مىپردازيم تا در پرتو آن، علل ستيز دشمنان روشن گردد . پيامدهاى انتظار فرج و چشم به راه مصلح جهانى بودن علاوه بر عدم ياس و نااميدى: 1- خودسازى فردى و اجتماعى است 2- منحل شدن در فساد محيط 3- پايدارى در برابر رهبرىهاى فاسد و مبارزهى با فساد 4- نپذيرفتن ستم است .(7) بالاخره اين كه: ايمان و اعتقاد به ا مام زمان عليه السلام مانع از تسليم شدن است و ملتهاى با ايمان كه حضور قطب عالم امكان را در ميان خود احساس مىكنند، از حضور او، اميد و نشاط مىگيرند و براى مجد و عظمت اسلام، مبارزه و مجاهدت مىكنند . با تكيه بر همين اميد درخشان بود كه ملتبزرگ ايران، پرچم اسلام را به اهتزاز درآورد و افتخار طول تاريخ بشر و تاريخ اسلام شد)(8) جيمز دار مستر مىگويد: (قومى چنين را (كه هر لحظه منتظر ظهور است و) ... مىتوان كشتار كرد، اما مطيع نمىتوان ساخت).(9) در كنفرانس (تل آويو)(10) ، در بحث مبارزه با تفكر مهدى باورى، ابتدا، امام حسين و بعد امام زمان را مطرح و هر دو را عامل پايدارى شيعه مىدانند; نگاه سرخ و نگاه سبز . در اين كنفرانس كه افرادى شيعه شناس و سرشناس، مانند برناردلوييس و مارتين كرامر و ... حضور داشتند، اين ديدگاه مطرح مىشود كه شيعه به اسم امام حسين عليه السلام و با امام زمان عليه السلام قيامشان را حفظ مىكنند.(11) فهمى هويدى در كتاب ايران من الدخل كليد فهم تحقق انقلاب ايران را در واژه هايى، مانند ولايت فقيه، مرجعيت، تشيع و امام غايب، غيبت كبرا و غيبت صغرا مىداند . حامد الگار در كتاب انقلاب اسلامى در ايران، ريشهى انقلاب اسلامى ايران را به موضوع امامت از ديدگاه شيعه و مسئلهى غيبت امام زمان و پيا مدهاى سياسى آن مىداند .(12) با اين توضيحات، طبيعى است كه دشمنان، مسئلهى مهدويت را در تقابل با خويش بدانند و در مقابل آن، صفآرايى كنند و حتى به اين مسئله اذعان كنند . نمونهى اول: در گزارش گروههايى كه به ظاهر، مبلغ مسيحيت اند و در باطن، جاده صاف كن و عاملان ورود استعمارگران اروپايى به كشورهاى اسلامى، نكات قابل توجهى به چشم مىخورد . در گزارش ذيل كه مربوط به گروههاى تبليغى در شمال آفريقا و خطاب به هيئتى كه مسئول رسيدگى به اين كار است، آمده است: يكى از مشكلات ما، در سر راه تبليغ مسيحيت و پيشرفت استعمار در شمال آفريقا و منطقهى توسن و مغرب، اين است كه اين مردم، اعتقاد دارند كه (مهدى موعود) خواهد آ مد و اسلام را سربلند خواهد كرد .(13) يعنى نفس اعتقاد به مهدى موعود، باعث ايجاد مشكل براى استكبار و استعمار شده است، در حالى كه اعتقادى كه برادران ما در آن مناطق دنيا دارند، به روشنى و وضوح اعتقادى كه ما امروز در اينجا داريم نيست . در آنجا بيشتر ابهامات و كلى گويى وجود دارد تا تعيين مصداق و مورد و نام و خصوصيات در عين حال استعمارگران از اين اميد مىترسند .(14) نمونهى دوم: در همين كشور خود ما در آغاز روى كار آمدن رژيم منحوس و فاسد و وابسته پهلوى - آن كودتاگر بى سواد، فاقد هر گونه معرفت و معنويت - يكى از آخوندهاى وابسته به دربار را صدا كرد و از او پرسيد: اين قضيهى امام زمان عليه السلام چيست كه مشكلاتى براى ما درست كرده است؟ اين آخوند هم طبق ميل و دل او، جوابى مىگويد . آن قلدر، ماموريت مىدهد كه برويد مسئله را حل و تمام كنيد و اين اعتقاد را از دل مردم بيرون بياوريد . او مىگويد: (اين، كار آسانى نيست و خيلى مشكلات دارد و بايد كم كم و با مقدمات شروع كنيم .) البته، آن مقدمات، به فضل پروردگار و هوشيارى علماى ربانى و آگاهان اين كشور، در آن دوران، ناكام ماند و نتوانستند آن نقشهى شوم را عملى كنند . در كشور ما يك كودتاچى غاصب، از طرف دانشگاههاى قدرت استعمارى، ماموريت داشت كه بيايد ايران را قبضه كند و كشور را دو دستى تحويل دشمن بدهد و براى اين كه بتواند بر اين مردم مسلط بشود، يكى از مقدمات لازماش، اين بود كه عقيده به مهدى موعود عليه السلام را از ذهن مردم پاك كند .(15) بنابراين، دشمنان تفكر و اعتقاد به مهدويت - كه اين انديشه را به زيان خود مىدانند - همواره، تلاش كردهاند تا آن را از اذهان مردم بزدايند و يا مفاهيم اعتقاد به مهدويت را تحريف كنند:(16) 1- بدين صورت كه استكبار جهانى و صهيونيزم در تلاش هستند تا ملتهاى تحتسيطرهى آنان، به وضع تحميل شده، عادت كنند و آن را رنگى ثابت و ابدى و تغييرناپذير پندارند . 2- قدرتهاى استكبارى، خواهان غفلت و خواب آلوده بودن و نيز عدم تحرك ملتها هستند . و چنين وضعى را بهشتخود مىدانند; اما انتظار فرج موجب مىشود كه انسان به وضع موجود قانع نباشند و بخواهد به وضعى بهتر و برتر دست پيدا كند .(17) 3- قدرت جهانى استكبار و صهيونيزم، امروز، با تكيه بر پول و تبليغات و استفاده از شعارهاى ظاهر فريب، مانند حقوق بشر، حقوق زن و حقوق اساسى ملتها، براى تحميل ظلم بر ملتها و ترويج فساد، دورويى، تزوير و رياكارى و نفاق در جوامع بشرى، تلاش مىكند .(18) نتيجه; دشمنترين اشخاص با اين عقيده و با شخص آن بزرگوار، ستمگران عالماند، از روز غيبت آن حضرت، بلكه از روز ولادت آن حضرت، تا امروز . آن كسانى كه وجودشان با ستم و با زورگويى همراه بوده بر دشمنى با اين بزرگوار، با اين پديدهى الهى، با اين نور و با اين شمشير الهى مشغول شدند . امروز هم، مستكبرين و ستمگران عالم، با اين فكر و اين عقيده، مخالف و دشمناند و مىدانند كه اين عقيده و اين عشق - كه در دلهاى مسلمين، به خصوص در دلهاى شيعه است - براى هدفهاى ستمگرانهى آنها مزاحم است .(19) روشهاى مبارزه با مهدى باورى دشمن هر امر صحيح و مفيدى را تا آن جا كه مقدور باشد، انكار مىكند و اگر نتوانست، به تحريف و تخريب آن پرداخته و يا در مقابل آن اقدام به جايگزينى مىنمايد . همهى عقايد سازنده مورد تهاجم دشمن قرار گرفته است . دشمنان، سراغ مجموعهى احكام و مقررات اسلام رفتند . هر عقيده و هر توصيهاى از شرع مقدس كه در زندگى و سرنوشت آيندهى فرد و جماعت و امت اسلامى تاثير مثبتبارزى داشته است، به نحوى با آن كلنجار رفتند تا اگر بتوانند آن را از بين ببرند و اگر نتوانند روى محتوايش كار كنند .(20) پی نوشت : (1) برگرفته از سخنان مقام معظم رهبرى، فصلنامهى انتظار، ش 2، ص 37 . نقل از روزنامهى جهان اسلام 9/11/72 . (2) محمد حكيمى، در فجر ساحل، ص 113 .(نقل از پيام، مجلهى يونسكو، آبان 1348) . (3) همان (نقل از مبانى روحى تطور ملل) ص 200 . (4) لطف الله صافى گلپايگانى، انتظار، عامل مقاومت و حركت، ص 95- 112 . (5) برگرفته از در فجر ساحل، محمد حكيمى، ص 73- 120 . (6) سيد رضا صدر، راه مهدى عليه السلام، ص 89 . (7) براى توضيح بيشتر، ر . ك: محمدرضا حكيمى، خورشيد مغرب، (مبحث انتظار) ; صافى گلپايگانى، انتظار، عامل مقاومت و حركت، ص 62، 63; مكارم شيرازى، انقلاب جهانى مهدى، ص 103، 113 . (8) مقام معظم رهبرى، فصلنامهى انتظار، ش 2، ص 59، نقل از روزنامهى رسالت 16/10/78 . (9) مهدى از صدر اسلام تا قرن سيزده هجرى . دارمستر، ترجمهى محسن جهان سوز، ص 38، 39 .(به نقل از فصلنامهى انتظار، ش 1، ص 97 .) (10) در دسامبر 1948، مطابق با 1365ه . ش، در دانشكدهى تاريخ دانشگاه تل آويو (فلسطين اشغالى) با همكارى مؤسسهى مطالعاتى شيلوهه - كه يك مؤسسهى مطالعاتى غير انتفاعى است و متصل به صهيونيسم - كنفرانسى، با حضور سيصد شيعه شناس درجهى يك جهان، برگزار شد و ظرف مدت سه روز، در آن، سيصد مقالهى صددرصد تفصيلى، تحقيقى و مبتنى بر عمدهترين متد تحقيقى و عميقترين روشها ارائه شد . به قول (مارتين كرامر) - كه يكى از شيعه شناسان جهان و دبير اين كنفرانس بود - هدف اصلى از برپايى اين كنفرانس، شناخت مفاهيم محورى در تمدن شيعهى اثناعشرى و بعد، بالطبع، شناسايى انقلاب اسلامى سال پنجاه و هفت ايران بود . در اين كنفرانس، افرادى مانند دانيل برومبرگ، ماروين زونيس، مايكل ام جى فيشر و ديگر شيعه شناسان و شرق شناسان و اسلام شناسانى غربى حضور داشتند . ر . ك: حسن بلخارى، تهاجم يا تفاوت فرهنگى، ص 93، 94 . (11) حسن بلخارى، تهاجم يا تفاوت فرهنگى، ص 93، 130 . (12) حسن بلخارى، تهاجم فرهنگى، ص 131 . (13) فصلنامهى انتظار، ش 2، ص 36 . (14) مقام معظم رهبرى، فصلنامهى انتظار، ش 2، ص 36، نقل از روزنامهى جمهورى اسلامى، 19/10/74 . (15) مقام معظم رهبرى، انتظار، ش 2، ص 36، نقل از جمهورى اسلامى 19/10/74 . (16) مقام معظم رهبرى، انتظار، ش 2، ص 37، نقل از جهان اسلام 9/11/72 . (17) مقام معظم رهبرى، انتظار، ش 2، ص 38، نقل از كيهان 8/10/75 . (18) مقام معظم رهبرى، فصلنامهى انتظار، ش 2، ص 38، نقل از كيهان 8/10/75 . (19) مقام معظم رهبرى، فصلنامهى انتظار، ش 2، ص 38- نقل از جمهورى اسلامى، 15/9/77 . (20) مقام معظم رهبرى، انتظار، ش 2، ص 32، نقل از روزنامهى رسالت 26/9/76 . پدید آورنده : محمد صابر جعفرى موضوعات مرتبط: بخش مهــدویت برچسبها: مهدی انکاری, انتظار ستیزی, مهدی ستیزان, اعتقاد به مهدویت, انکار مهدویت [ ] [ ] [ ∴∵ باران ∴∵ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||